روضه منوره
 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه سوم بهمن 1391 توسط جلال مجدم |
خود شناسی و راه شناسی

پدید آورنده : آیة الله جوادی آملی ، صفحه 12

«یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله ولتنظر نفس ما قدمت لغد واتقوا الله ان الله خبیر بما تعملون × و لاتکونوا کالذین نسوا الله فانسیهم انفسهم اولئک هم الفاسقون » . 1

ترجمه:

ای کسانی که ایمان آورده اید، از خدا پروا دارید; و هر کسی باید بنگرد که برای فردا [ی خود] از پیش چه فرستاده است و [باز] از خدا بترسید . در حقیقت خدا به آن چه می کنید آگاه است . و چون کسانی مباشید که خدا را فراموش کردند و او [نیز] آنان را دچار خودفراموشی کرد; آنان همان نافرمانان اند» .

×××

پیش فرست انسان

خداوند سبحان برای این که انسان به سرنوشت منافقان و سایر کفار مبتلا نشود فرمود اهل مراقبت و محاسبه باشید و ببینید برای فردا چه فرستاده اید;.....





ادامه مطلب......

طبقه بندی: مذهبی 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه سیزدهم دی 1391 توسط جلال مجدم |

اربعین سید وسالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و یاران باوفایشان را خدمت همه محبان اهل بیت(علیهم السلام) تسلیت عرض می نمایم.

با همه‌ی لحن خوش‌آوائیم

در به‌در کوچه‌ی تنهایی‌ام

ای دو سه تا کوچه زما دورتر

نغمه‌ی تو از همه پرشورتر

کاش که این فاصله را کم کنی

محنت این قافله را کم کنی

کاش که همسایه‌ی ما می‌شدی

مایه‌ی آسایه‌ی ما می‌شدی

هر که به دیدار تو نائل شود

یک‌شبه حلّال مسائل شود



...

طبقه بندی: دل نوشته 
نوشته شده در تاریخ شنبه بیست و ششم آذر 1390 توسط جلال مجدم |
حافظ می گوید : من نگویم کنون با که بنشین و چه بنوش ، که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی . یکی اینکه ما بدانیم در این ماه رمضان چقدر سرمایه دار شده ایم و چه چیزی گیرمان آمده است و قدر آنرا بدانیم . بدانیم رابطه مان با خدا نزدیک شده و بعد بدانیم چطور باید آنرا حفظ کنیم . بالاخره وقتی من فهمیدم دروغ مثل یک آتشی می ماند که دارم به خرمن اعمال خودم می زنم ، خوب جلوی زبانم را می گیرم . تا می خواهد بیاید آنرا قیچی میکنم . من اگر یک خودکار قیمتی بخرم و آنرا به خانه ببرم به بچه ام می گویم : این را کجا گذاشته ای ؟ مگر نگفتم یک جای خوبی بگذار . خانم نگفتم این سند خیلی مهم است هرجا آنرا نگذار . چون اهمیت آنرا فهمیده ام ، پرخاش می کنم که چرا این را دم دست گذاشته اید؟ برای بقیه چیزها هم باید همین باشم . وقتی با خودم خلوت می کنم و پای کامپیوتر هستم و می خواهم به سایت سیاسی بروم ولی به سایت سکسی می روم . خوب این را باید مواظب باشید . این دارد من را اذیت می کند . از آن خلوت بیرون می آیم . هر وقت می خواهم توی اینترنت بروم به برادرم می گویم : تو هم بیا و برای خودم مراقب میگذارم . چون حریف خودم در تنهایی نمی شوم . اگر کسی شما را ساعت دو نصف شب دم در حیاط بخواهد ، می ترسید و به پسرتان می گویید : بیا برویم ببینیم این ها کی هستند ؟ تنها نمی روید . اگر از همه ی گناهان بترسیم ، مراقب خودمان هستیم و یا کسی را مراقب خودمان می گذاریم تا گناه نکنیم .

منبع:برنامه به سمت خدا



...

طبقه بندی: مذهبی 
نوشته شده در تاریخ شنبه بیست و ششم آذر 1390 توسط جلال مجدم |
عامل اصلی بدبختی آدمی گناه است و اگر انسان بخواهد از گناه دوری کند و از این سمّ مهلک نجات یابد، رعایت نکات زیر ضروری است:
أ‌) تصمیم جدی و قاطع بر گناه نکردن؛ تا انسان عزم راسخ بر ترک گناه نداشته باشد، چندان توفیقی در عدم ارتکاب گناه به دست نمی آورد.
ب‌) توجه کامل به این که خداوند در همه حالات آگاه و ناظر بر اعمال ما است و حتی بر خطورات قلبی ما (در دل می گذرد) احاطه دارد و از آن ها هم با خبر است. اگر انسان چنین یقینی داشته باشد، خجالت می کشد گناه کند و از دستورهای خالقش سرپیچی نماید. برای این که انسان به چنین توجهی موفق شود، همیشه به یاد خدا بودن بسیار سودمند است. این که گفته می شود انسان باید همیشه به یاد خدا باشد، بدین خاطر است که با یاد خدا انسان از مهلکات دور می شود و به عوامل سعادت نزدیک می گردد. علی(ع) فرمود:"خدا را در همه جا یاد کنید، زیرا در همه جا با شما است". (1) حضرت در حدیث دیگر فرمود:"ذکر دو گونه است:یاد خدا به هنگام مصیبت و بهتر از آن یاد خدا در رویارویی با حرام است که این یاد خدا مانع از ارتکاب حرام می شود".(2) قرآن فرمود:"آیا (او که اهل گناه و شرک است) ندانست که خدا می بیند".(3)
ج) تفکر در عواقب زیان بار گناه. اگر انسان توجه کامل داشته باشد که معصیت افزون بر آثار سوء دنیوی، چه عذاب های غیر قابل تحمل اُخروی به دنبال دارد، مطمئناً از گناه دوری می جوید.
قرآن می فرماید:" هر کس به خدای خود با حالت گناه وارد شود، جزای او جهنمی است که در آن جا نه می میرد و نه زنده می ماند".(4) در آیة دیگر فرمود:"(در روز قیامت) گناهکار دوست دارد که فرزندان، زن، برادر، همة خویشان و همة اهل زمین را فدا می کرد تا از عذاب نجات می یافت، (ولی) چنین نیست، (بلکه) آن آتش شعله کش است و ...".(5) در جای دیگر فرمود:"در روز قیامت کافر گوید:ای کاش خاک بودم".(6)
د) مقایسه بین بهشت و جهنم. اگر انسان یک مطالعه اجمالی در آیات و روایات اهل بیت(ع) در مورد نعمت های بهشتی و عذاب های جهنمی داشته باشد، مطمئناً به بهشت شوق پیدا می کند و از جهنم می ترسد در نتیجه مرتکب گناه نمی شود. در این زمینه مطالعه جلد شش کتاب پیام قرآن اثر آیت الله مکارم شیرازی بسیار مفید است. قرآن در مقایسه بین ثواب و عذاب اخروی می فرماید:"وصف بهشتی که به پرهیزکاران وعده داده شده (چنین است) که در آن، جوی هایی از آب گوارا، و جوی هایی از شیری که مزه اش تغییر ناپذیر است، و جوی هایی از شراب لذت بخش برای آشامندگان، و جوی هایی از عسل پاکیزه (وجود دارد) و برای شان در آن جا همه گونه میوه هست، نیز آمرزشی از جانب پروردگارشان. (آیا چنین کسی) همانند کسی است که جاودانه در آتش است و به آنان آبی جوشان نوشانده می شود که دل و روده های شان را پاره پاره می کند؟!".(7)
امیرمؤمنان(ع) فرمود:"مغبون کسی است که بهشت عالی را به گناه پست بفروشد".(8)
هـ) باور کردن این که شیطان و نفس امّاره، دشمن انسانند؛ وقتی انسان یقین پیدا کرد که اینان دشمن اویند، به حرف آنان گوش نداده و گناه نمی کند. قرآن می فرماید:"ای بنی آدم، آیا با شما پیمان نبسته بودم که شیطان را نپرستید که او دشمن آشکار شما است؟!".(9)
در آیة دیگر فرمود:"نفس امّاره بسیار وادار کننده به بدی است".(10)
و) عمر انسان زودگذر است و در آینده بسیار نزدیک به نتایج اعمالش خواهد رسید؛ اگر انسان به این مسئله عنایت داشته باشد و فکر نکند که فعلاً خبری از سرای آخرت نیست، در عدم ارتکاب گناه مؤثر است، چرا که خیلی از افراد به خیال این که عواقب وخیم معصیت دیر به سراغ انسان می آید، مرتکب معصیت می گردند. قرآن فرموده:"آن ها (کافران) آن (روز عذاب را) دور می بینند، و ما آن را نزدیک می بینیم".(11)
ز) زیاد سبحان الله گفتن، که باعث می شود شیطان از انسان دور شود.
وقتی شیطان از انسان دور شود، دیگر گناه نمی کند. امام صادق(ع) فرمود:"شیطان گفته است:پنج کس مرا بیچاره ساخته و راه به آن ها ندارم و بقیه مردم در اختیار منند:
1ـ کسی که با نیّت صادق به خدا چنگ بزند و در تمام کارها به او توکّل کند.
2ـ کسی که در شبانه روز زیاد تسبیح گوید.
3ـ کسی که هر چه برای خود می پسندد، برای برادر مؤمن خود نیز بپسندد.
4ـ کسی در وقت رویارویی با مصیبت ناله و فریاد نزند.
5ـ کسی که به آن چه خدا قسمتش کرده است راضی باشد".(12)
در پایان حدیثی را که امام حسین(ع) دربارة رهایی از معصیت فرموده می آوریم:
مردی به خدمت حضرت حسین(ع) رسیده و عرض کرد:من مردی گناهکارم و صبر بر معصیت (استقامت در برابر آن) ندارم، مرا موعظه فرما. حضرت فرمود:"پنج عمل انجام ده، آن گاه هر گونه که خواستی گناه کن:1ـ روزی خدا را نخور و هر چه می خواهی گناه کن.
2ـ از ولایت خدا بیرون رو و هر چه خواستی گناه کن.
3ـ در جایی گناه کن که خدا تو را نبیند.
4ـ به هنگام مرگ نگذار حضرت عزرائیل جانت را بگیرد و هر چه خواستی گناه کن.
5ـ وقتی مالک دوزخ تو را به آتش می اندازد، داخل آتش نرو، آن وقت هر گناهی خواستی انجام ده".(13)
در این حدیث حضرت می خواهد بگوید:تو که بر هیچ یک از این پنج چیز قادر نیستی، پس چگونه گناه انجام می دهی و خود را بدبخت می کنی؟!
پی نوشت ها:
1. صادق احسان بخش، آثار الصادقین، ج 6، ص 295، شمارة 8567.
2. همان، ص 294، شمارة 8562.
3. علق (95) آیة 14.
4. طه (20) آیة 74.
5. معارج (70) آیة 11 ـ 15.
6. نبأ (78) آیة 40.
7. محمد (47) آیة 15.
8. غررالحکم، ج 1، ص 356.
9. یس (36) آیة 60.
10. یوسف (12) آیة 14.
11. معارج (70) آیة 6.
12. آثار الصادقی، ج 6، ص 290، شمارة 8543.
13. همان، ص 349، شمارة 8789.



...

طبقه بندی: مذهبی 
نوشته شده در تاریخ شنبه بیست و ششم آذر 1390 توسط جلال مجدم |
فرشته و شاعری با هم دوست شدند.
فرشته پري به شاعر داد و شاعر ،شعري به فرشته.

شاعر پر فرشته را لاي دفتر شعرش گذاشت و شعرهايش بوي
آسمان گرفت
و فرشته شعر شاعر رازمزمه كرد و دهانش مزه عشق گرفت.


خدا گفت : ديگر تمام شد. ديگر زندگي
براي هر دو دشوار مي شود. زيرا شاعري كه بوي آسمان را بشنود، زمين برايش كوچك است و فرشته اي كه مزه عشق را بچشد،آسمان


...

طبقه بندی: مذهبی 
نوشته شده در تاریخ شنبه بیست و ششم آذر 1390 توسط جلال مجدم |
صاحب دلی را فرزندی بود بس زیبا و دلنشین.
اجل بیامد و او را گرفت.

غمی بزرگ بر دل عارف نشست.ماهها گذشت و تغییری در حال او پیدا نشد.

روزی دو مرد به در خانه او آمدند و گفتند:

اختلافی است که به حکم تو امیدواریم برطرف شود.
عارف گفت:
می شنوم.

اولی گفت:

این مرد دانه های مرا لگد مال نموده .خسارت می خواهم.
دومی گفت:
دانه را در معبر ( جاده ) نمی ریزند.جایش در باغ و مزرعه است.

عارف به اولی گفت:
تو نمی دانستی در محل عبور اهالی دانه افشاندن چنین خسارتی را رقم میزند و تلف می شود.

اولی گفت:
و تو ندانستی که دنیا محل عبور است و اجل بذر کاشته باغبانان و نهال ایشان ببرد؟

عارف را حالی دیگر پدید آمد و دانست حکمت این دعوی تنبیه او و اشارت حق بود.

...

طبقه بندی: مذهبی 
نوشته شده در تاریخ شنبه بیست و ششم آذر 1390 توسط جلال مجدم |
مرد جوانی از سقراط پرسید راز موفقیت چیست؟ سقراط به او گفت: "فردا به كنار نهر آب بیا تا ‌راز موفقیت را به تو بگویم." صبح فردا مرد جوان مشتاقانه به كنار رود رفت.

سقراط از او خواست كه دنبالش به راه بیفتد. جوان با او به راه افتاد. به لبه رود رسیدند و ‌به آب زدند و آنقدر پیش رفتند تا آب به زیر چانه آنها رسید. ‌ناگهان سقراط مرد جوان را گرفت و زیر آب فرو برد.

جوان نومیدانه تلاش كرد خود را رها كند، امّا سقراط آنقدر ‌قوی بود كه او را نگه دارد. مرد جوان آنقدر زیر آب ماند كه رنگش به كبودی گرایید و بالاخره توانست خود را ‌خلاصی بخشد.

‌همین كه به روی آب آمد، اولین كاری كه كرد آن بود كه نفسی بس عمیق كشید و هوا را به اعماق ریه‌اش فرو فرستاد. سقراط از او پرسید "زیر آب چه چیز را بیش از همه مشتاق بودی؟" گفت، "هوا." ‌

سقراط گفت: "هر زمان كه به همین میزان كه اشتیاق هوا را داشتی موفقیت را مشتاق بودی، ‌تلاش خواهی كرد كه آن را به دست بیاوری؛ موفقیت راز دیگری ندارد".


...

طبقه بندی: دل نوشته 
نوشته شده در تاریخ شنبه بیست و ششم آذر 1390 توسط جلال مجدم |
گويند : صاحب دلى ، براى اقامه نماز به مسجدى رفت. نمازگزاران ، همه او را شناختند ؛ پس ، از او خواستند كه پس از نماز ، بر منبر رود و پند گويد. پذيرفت.

نماز جماعت تمام شد. چشم ‏ها همه به سوى او بود. مرد صاحب دل برخاست و بر پله نخست منبر نشست.
بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود. آن گاه خطاب به جماعت گفت :

مردم! هر كس از شما كه مى ‏داند امروز تا شب خواهد زيست و نخواهد مرد ، برخيزد !
كسى برنخاست. گفت :
حالا هر كس از
شما كه خود را آماده مرگ كرده است ، برخيزد
!


باز كسى برنخاست. گفت : شگفتا از شما كه به ماندن اطمينان نداريد ؛
اما براى رفتن نيز آماده نيستيد !



...

طبقه بندی: مذهبی 
نوشته شده در تاریخ شنبه بیست و ششم آذر 1390 توسط جلال مجدم |
منقول است که مرحوم حاجی سبزواری (رضوان الله علیه ) برای عیادت بیماری می رفت و عده ای هم با او بودند. نزدیک منزل بیمار که رسید، برگشت و نرفت .

اطرافیان پرسیدند: آقا چرا تا این جا آمدید و حالا بر می گردید؟


آقا جواب داد: که خطوری به قلبم کرد که بیمار وقتی مرا ببیند، از من خوشش خواهد آمد و می گوید که سبزواری ، چه انسان والا و بزرگی است که به عیادت من بیمار آمده است .

حالا برمی گردم تا هنگامی که اخلاص اولیه را بیابم و تنها برای خدا به عیادت بیمار بیایم

...

طبقه بندی: مذهبی 
نوشته شده در تاریخ شنبه بیست و ششم آذر 1390 توسط جلال مجدم |
عارف بسطامى در جواب شخصى كه از او پرسيد: اسم اعظم كدام است ؟ گفت : تو اسم اصغر به من نماى كه من اسم اعظم به تو نمايم ، آن شخص حيران شد، پس بدو گفت : همه اسماى حق عظيم اند.
در تفسير ابوالفتح رازى است كه : حضرت امام جعفر صادق را پرسيدند از مهمترين نام اسم اعظم ؟ حضرت فرمود او را: در اين حوض سرد رو، او در آن آب رفت و هر چه خواست بيرون آيد فرمود منعش كردند، تا گفت : يا الله اءغثنى ، فرمود: اين اسم اعظم است ؛ پس اسم اعظم به حالت خود انسان است.


...

طبقه بندی: مذهبی 
نوشته شده در تاریخ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 توسط جلال مجدم |
طلبه جوان و دختر

نیمه شب طلبه جوانی به نام محمد باقردر اتاق خود در حوزه علمیه مشغول مطالعه بود به ناگاه دختری وارد اتاق او شد در را بست و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره کرد که ساکت باش.



دختر گفت : شام چه داری ؟؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد و سپس دختر در گوشه ای از اتاق نشست و محمد به مطالعه خود ادامه داد. از آن طرف چون این دختر شاهزاده بود و بخاطر اختلاف با زنان دیگر از حرمسرا خارج شده بود لذا شاه دستور داده بود تا افرادش شهر را بگردند ولی هر چه گشتند پیدایش نکردند .


صبح که دختر از اتاق خارج شد ماموران شاهزاده خانم را همراه محمد باقر به نزد شاه بردند شاه عصبانی پرسید چرا شب به ما اطلاع ندادی و .... محمد باقر گفت: شاهزاده تهدید کرد که اگر به کسی خبر دهم مرا به دست جلاد خواهد داد شاه دستور داد که تحقیق شود که آیا این جوان خطائی کرده یا نه ؟ و بعد از تحقیق از محمد باقر پرسید چطور توانستی در برابر نفست مقاومت نمائی؟ محمد باقر 10 انگشت خود را نشان داد و شاه دید که تمام انگشتانش سوخته و ... لذا علت را پرسید طلبه گفت : هنگامی که آن دختر وارد حجله من شد با خودنمایی وافسونگریهای پی در پی خود می کوشید تا توجه مرا به سوی خویش معطوف سازد. نفس اماره نیز مرا مدام وسوسه می نمود اما هر بار که نفسم وسوسه می کرد یکی از انگشتان خود را بر روی شعله سوزان شمع می گذاشتم تا طعم آتش جهنم را بچشم و بالاخره از سر شب تا صبح بدین وسیله با نفس مبارزه کردم و به فضل خدا، شیطان نتوانست مرا از راه راست منحرف کند و ایمان و شخصیتم را بسوزاند.
شاه عباس از تقوا و پرهیز کاری او خوشش آمد و دستور داد همین شاهزاده را به عقد میر محمد باقر در آوردند و به او لقب میرداماد داد و امروزه تمام علم دوستان از وی به عظمت و نیکی یاد کرده و نام و یادش را گرامی می دارند. از مهمترین شاگردان وی می توان به ملا صدار اشاره نمود . نفس اماره یکی از عواملی است که انسان را به ارتکاب گناه وسوسه می کند .


قران کریم می فرماید : نفس اماره به سوی بدیها امر می کند مگر در مواردی که پروردگار رحم کند ( سوره یوسف آیه 53) انسانهایی که در چنین مواردی به خدا پناه می برند خداوند متعال آنها را از گزند نفس اماره حفظ می کند و به جایگاه ارزشمندی می رساند
.



...

طبقه بندی: مذهبی 
نوشته شده در تاریخ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 توسط جلال مجدم |
مراقبات ماه محرم

سزاوار است حال دوستان آل محمّد - که رحمت خدا بر آنان باد - بحکم دوستى و وفا و ایمان به خداوند بلند مرتبه و بزرگ و رسول کریم، در دهه اول محرم تغییر نموده و در دل و سیماى خود، آثار اندوه و درد این مصیبتهاى بزرگ و دردناک را آشکار نمایند. باید مقدارى از لذائذ زندگى را که از خوردن و نوشیدن و حتّى خوابیدن و گفتن بدست مى‏آید ترک نموده و مانند کسى باشند که پدر یا فرزند خود را از دست داده است. نباید احترام ناموس خداوند بزرگ و احترام پیامبر عزیز و احترام امامش کمتر از احترام خود و نزدیکانشان باشد و لازم است که خدا و پیامبر و امامش - رحمت خداوند بر آنان باد - را بیش از خود، فرزندان و نزدیکانش دوست داشته باشد.

شیخ می فرماید :

یکى از فرزندان کوچکم در دهه اول محرم فقط نان خالى و بدون خورش مى‏خورد. و تا جائى که مى‏دانم کسى به او نگفته بود که این کار را انجام دهد و گمان مى‏کنم سرچشمه این کار دوستى باطنى او بود.

(ترجمه‏المراقبات  ، میرزا جواد ملکی تبریزی  ص  45 )



...

طبقه بندی: مذهبی 
نوشته شده در تاریخ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 توسط جلال مجدم |
نظرات علماء و مراجع درباره قمه ‏زنی و زنجیرزنی خونین

گفته‏اند که "اسلام محمدی‏الحدوث و حسینی‏البقاء است". یعنی این عاشورای حسینی است که موجب بیداری مسلمین و عزت اسلام در برابر دشمنان شده و می‏شود. لذا دشمن تلاش داشته و دارد که عزاداری امام حسین (ع) را از مسیر اصلی منحرف کند.
یکی از توطئه‏های دشمنان ـ که متأسفانه به موفقیت نسبی هم رسیده است ـ وارد کردن برخی خرافات و شیوه‏های نادرست عزاداری در مراسم شیعیان است.
 آنچه در پی می‏آید نظرات صریح مراجع و علما درباره بدعت "قمه‏زنی" و "زنجیرزنی با زنجیرهای تیغ‏دار" است:


علمای درگذشته
.
آية الله العظمى امام خمینی(ره): در وضع موجود قمه نزنند و شبیه‎خوانی اگر مشتمل بر محرمات و موجب وهن مذهب نباشد، مانع ندارد؛ اگر چه روضه‌خوانی بهتر است و عزا‌داری برای سید مظلومان از افضل قربات است.
آية الله العظمى سيد محسن حكيم(ره): قمه‏زنی کاری دينی یا امری مستحب نیست. این کار به ضرر اسلام و مسلمین و اهل بیت(ع) است.
آية الله العظمى سيد ابوالقاسم خوئي(ره): هیج دلیلی بر مشروعيت قمه‏زنی وجود ندارد؛ و هیچ راهی برای حکم به استحباب آن نیست.
آية الله العظمى سيد ابوالحسن اصفهاني(ره): استفاده از قمه و زنجیر و طبل و بوق، حرام و غیر مشروع است.
آية الله العظمى سيد محسن امين جبل‏عاملی(ره): قمه زنی و این قبیل مراسم عزاداری، به حکم عقل و شرع حرام است و زخمی ساختن سر، که نه سود دنیوی دارد و نه اجر اخروی، ایذاء نفس است که خود در شرع حرام است و در مقابل این عمل، شیعه ی اهل بیت را در انظار مردم مورد تمسخر قرار داده و آنها را وحشی قلمداد می کنند و شکی نیست که این اعمال ناشی از وساوس شیاطین بوده و موجب رضایت خدا و پیامبر و اهل بیت اطهار نیست و البته تغییر نام این اعمال در ماهیت و حکم شرعی آن که حرمت است، تغییری نمی دهد.
آية الله العظمى شهید سيد محمدباقر صدر (شهید صدر اول): این کارها، کار انسان‏های جاهل است و علما همواره آن را منع و تحریم کرده‏اند.
آية الله العظمى شهيد سيد محمد محمدصادق صدر (شهيد صدر ثاني): به خاطر آنكه باعث وهن و توهين به مذهب شده و شيعيان را به وحشي گري و بدعت گذاري متهم مي‌كنند حرام است.
آیة الله العظمی فاضل لنکرانی(ره): مسأله قمه زدن نه تنها موجب گرایش بیشتر و علاقمندی شدیدتر به حضرت امام حسین ـ علیه السلام ـ و هدف مقدس وی نمی‏گردد بلکه به علت عدم قابلیت پذیرش و نداشتن هیچ گونه توجیهی نتیجه سوء بر آن مترتب خواهد شد؛ لذا لازم است شیعیان علاقمند به مکتب امام حسین ـ علیه السلام ـ از آن خودداری نمایند و چنانچه در این مورد نذر وجود داشته باشد نذر واجد شرایط صحت و انعقاد نیست.
آیة الله العظمی صالحی مازندرانی(ره): از منابع فقه، چه لبیه و چه لفظیه، بالخصوص او بالاطلاق او العموم، جواز و اباحه قمه زنی ـ فضلا از رجحان آن ـ در مراسم عزاداری سالار شهیدان امام حسین علیه السلام مستفاد نمی گردد، بلکه مقتضای ادله و عناوین ثانویه حرمت و عدم جواز است؛ لذا اجتناب از آن واجب و لازم است... برادران ایمانی می‏دانند که قمه را باید بر فرق قمه‏کشان خائن و قداره‏بندان جانی زد.
آية الله شهید مرتضى مطهري(ره): این نوع مراسم از مسیحیان ارتدوكس قفقاز ناشی شده است.
آية الله محمد جواد مغنيه(ره): این رسوم ناپسند، بدعت در دين و مذهب است.
آیة الله مشکینی(ره): این امور بنفسه در شرع اسلام مورد اشکال و بلکه بعضی از آنها ذاتا حرام است و مسلمین باید از وارد کردن آنها در مراسم تعزیه حضرت حسین ـ علیه السلام ـ که یکی از عبادات است جدا خودداری نمایند.

علمای در قید حیات
آية الله العظمى خامنه ‏ای: قمه‎زدن، سنّتی جعلی است؛ و از اموری است که مربوط به دین نیست و بلاشک، خدا هم از انجام آن راضی نیست.
وقتی که کمونیست‎ها بر منطقه آذربایجان شوروی سابق مسلط شدند، همه آثار اسلامی را از آن ‏جا محو کردند؛ مثلاً مساجد را به انبار تبدیل کردند؛ سالن‎های دینی و حسینیه‏ها را به چیزهای دیگری تبدیل کردند و هیچ نشانه‌ایی از اسلام و دین و تشیع باقی نگذاشتند؛ فقط یک چیز را اجازه دادند و آن «قمه‎زدن» بود! ... چرا؟ چون خود قمه‎زدن، برای آنها یک وسیله تبلیغ بر ضد دین و بر ضد تشیع بود! بنابراین، گاهی دشمن از بعضی چیزها این‏گونه علیه دین استفاده می‌کند. هر جا خرافات به میان بیاید، دینِ خالص بدنام خواهد شد.
آیة الله العظمی سیستانی: باید از كارهایی كه عزاداری را خدشه‌دار می‌كند اجتناب شود. (روشن است كه قمه‎زنی در حال حاضر تبعات منفی فراوانی از جمله وهن دین را در پی دارد). همچنین: اگر قمه زدن ضرر معتدٌ به و یا تبعات منفی داشته باشد جایز نیست.
آیة الله العظمی جوادی آملی: چیزی که مایه وهن اسلام و پایه هتک حرمت عزاداری است جایز نیست، انتظار می رود از قمه زنی و مانند آن پرهیز شود.
آیة الله العظمی مکارم شیرازی: کیفیت عزاداری باید چنان باشد که بهانه‏ای به دست دشمنان اسلام ندهد و موجب سوء استفاده از آن نشود و این مراسم عظیم و پرشکوه تضعیف نگردد و به همین جهت از کارهایی که موجب وهن مذهب است ـ سینه زدن با تیغ و یا زنجیر زدن با زنجیری که دارای چاقو و یا تیغ می باشد ـ باید پرهیز شود .
آیة الله العظمی مظاهری اصفهانی: قمه زدن و مانند آن جائز نيست.
آية الله العظمى سيد كاظم حائري: خرافاتی مانند قمه‏زنی، موجب بدنامی اسلام و تشیع است.
آیة الله العظمی نوری همدانی: عزاداران محترم و متعهد به جای اینکه قمه را بر فرق خود بکوبند در فکر آن باشند قمه را بر سر دشمنان اسلام که اراضی آنان را اشغال و در فکر تضعیف آنان می باشند و منابع آنان را غارت و بالاخره هر روزی با ترفند جدیدی حیات اسلامی آنها را به مخاطره می اندازند بکوبند . خداوند توفیق بیشتر برای پیمودن این راه به همه ی مسلمانان عنایت بفرماید.
آیة الله العظمی علوی گرگانی: قمه زنی در حالت عادی و اختیار، جایز نیست.
قمه‏زنی به قصد خون آوردن جایز نیست و حرام است و جزء احکامی است که حکم حاکم در آن نافذ است.
لازم است برای عزاداری اباعبدالله علیه السلام از روشهای معمول استفاده شود و از قمه زنی اجتناب شود .
آیة الله العظمی ملکوتي تبریزي: عزاداري حضرت سيد الشهداء سبط رسول‏الله(ص) بايد لايق و شايسته به آن امام بزرگوار باشد و موجب وهن و تضعيف اسلام ومذهب تشيع نباشد؛ بلکه مثل قيام آن حضرت باعث بقاء و عزت اسلام و مسلمانان بوده و عاري و منزه از هرگونه بدعت و خرافات باشد.
آیة الله العظمی محمد یعقوبی عراقی: انجام هرگونه عمل غیر عقلایی، یا مضر به نفس، یا موجب اهانت به دین و مکتب اهل‏البيت ـ سلام الله عليهم ـ جایز نیست... لذا واجب است که اعمالی نظیر فمه‏زنی و خونین کردن بدن با اجسام تیز، ترک شود.
آية ‌الله رضا استادي تهراني: در مراسم عزاداري از شيوه‌هايي استفاده كنند كه تعظيم شعائرالله باشد و از كارهايي كه به فرموده مقام معظم رهبري موجب وهن مذهب است جداً خودداري كنند.
آية الله محمدمهدي آصفي: این کارها تأثیری منفی در رسیدن پیام عاشورا به مردم دارد و موجب استخفاف به شعائر حسینی است.



...

طبقه بندی: مذهبی 
نوشته شده در تاریخ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 توسط جلال مجدم |
زنجیر زنی
منشأ زنجیرزنی، سینه‏زنی، تعزیه و علامت از کدام فرهنگ و ملل است؟
«زنجیرزنی»، از هندوستان و پاکستان به ایران آمده است. از آنجا که برخی به وضع نامناسبی با زنجیر عزاداری کرده و موجب زخمی شدن بدن و خون آمدن آن می‏گشت، برخی از علما به حرمت آن فتوا دادند؛ ولی اگر این عمل به شیوه‏ای انجام شود که موجب صدمه به بدن و تقبیح عاقلان نگشته و زمینه را برای وهن آموزه‏های عاشورا فراهم نسازد، اشکالی ندارد؛ چنان که در عموم عزاداری‏های ایران در خصوص زنجیرزنی، به دلیل رعایت شؤون عزاداری این نوع سوگواری رایج است.موسوعة العتبات المقدسة، ج 8، ص 378.
اصل سنت «سینه زنی» در میان عرب‏ها رایج بوده و بعدها به صورت موجود درآمده است که با انتخاب نوحه‏های سنگین، حرکات دست بر سینه می‏خورد. این‏گونه عزاداری ابتدا به صورت فردی بوده و زمانی که سوگواری علنی و گسترده شد - خصوصاً در زمان صفویه - به شکل گروهی درآمده است.موسیقی مذهبی ایران، ص 26.
«تعزیه»، عبارت است از مجسم کردن و نمایش دادن واقعه جانسوز عاشورا. ظاهراً این نوع عزاداری در دوره کریم‏خان زند در ایران معمول و در زمان صفویه رایج شد و در زمان ناصرالدین شاه گسترش یافت منشأ آن هم مشاهدات شاه در سفرهای خود از تئاترهای اروپا بوده که این امر، نمایش‏دهی را در واقعه عاشورا عینی ساخته است. باید توجّه داشت که اجرای تعزیه، مخصوص ایران نبوده و در کشورهای اسلامی و شیعی دیگری نیز این سنت مورد توجّه بوده است و با سبک‏های گوناگون و اعتقادات و مراسم مختلف و ابزار و ادوات دیگری اجرا می‏شود؛ از جمله در هند و پاکستان که رواج بیشتری دارد.همان، ص 33 - 35 و درآمدی بر نمایش و نیایش در ایران، ص 86، کیهان فرهنگی، مهر 63، ص 27.

«علامت»، از ابزار و وسایل عزاداری امام حسین(ع) است که در هیئت‏ها و دسته‏های مذهبی به کار گرفته می‏شود. این ابزار پس از ارتباط ایران با اروپایی‏ها در عصر قاجار، از آیین‏های مذهبی مسیحیت اقتباس شده است. این ابزار، نماد و مظهری است که گاهی عزاداران را از محتوا و اصل عزاداری و اقامه شعائر دینی بازمی‏دارد.فرهنگ عاشورا، ص 346.

سلام.مطالب فوق جهت کسب اطلاعات از کتب بود.عزیزان نظر مرجع تقلیدتان را بدانید و عمل کنید.



...

طبقه بندی: مذهبی 
نوشته شده در تاریخ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 توسط جلال مجدم |

طبیب روحانی

جمال السالکان حضرت آیت الله العظمی بهجت (رحمه الله علیه)  در اواخر سال 1334 (هجری قمری) در شهر فومن متولد شد. پدر ایشان کربلایی محمود بهجت از افراد معتمد شهر بود. هنوز شانزده ماه از عمرش نگذشته بود که مادرش را از دست داد. تحصیلات ابتدایی خود را در فومن به پایان رساند و به تحصیل در علوم دینی پرداخت. در سال 1347 به عراق می رود و از محضر حضرات آیات ابوالقاسم خوئی، شیخ مرتضی طالقانی، آقاضیاء عراقی، میرزای نائینی و شیخ محمدحسین غروی اصفهانی استفاده های فراوانی می نماید. و سپس به قم برمی گردند و در این شهر اقامت می کنند و حدود 60 سال به تدریس درس خارج از فقه و اصول می پردازند و در بعد معنوی دارای مقامات عالیه عرفانی، کرامات و مکاشفات فراوانی بودند. اینک به بیان چند پرسش از محضر نورانی ایشان می پردازیم تا ما نیز از بوستان علم ایشان، خوشه ای چیده باشیم.

1- چه کنیم که نماز صبحمان قضا نشود؟

کسی که باقی نمازهایش را در اول وقت بخواند خدا او را برای نماز صبح بیدار می کند. 

2- برای رفع تنبلی و کسالت در عبادات مستحبه چه باید کرد؟

در اوقات نشاط، مشغول به عبادات مستحبه شوید، در اوقات کسالت اختصار بر واجبات نمائید.

3- برای حل مشکلات پیچیده چه کار کنیم؟

مداومت بر نماز جعفرطیّار علیه السلام داشته باشید خداوند شما را موفق بدارد.

4- چه کنیم تا در نماز حضور قلب داشته باشیم؟

اول وقت نمازتان را بخوانید و وقتی وارد نماز می شوید، هنگام خواندن حمد و سوره به معنای آن توجه داشته باشید تا ارتباط حفظ شود.

5- برای دوری از ریا چه کار کنیم؟

با عقیده کامل اکثار (حولقه) [یعنی زیاد بگوید لاحول و لاقوه الاّ بالله العلی العظیم]

6- برای رفع مشکل ازدواج ( برای پسران و چه دختران) چه کار باید کرد؟

نماز جعفر طیّار علیه السلام را بخواند و بعد از آن دعایی که در کتاب زادالمعاد مجلسی آمده (این دعا از امام صادق (ع) توسط مفضل به عمر نیز در مفاتیح نقل شده است) را بخواند  و در پی آن به سجده برود و تلاش کند که حتماً گریه کند گرچه به مقدار کم و همین که چشمش را اشک گرفت حاجتش را از خدا بخواهد. و این عمل را تا زمانی که حاجت روا بشود انجام بدهد. و اگر نشد بداند که یا کم خوانده یا با اعتقاد کامل نخوانده است.

7-برای برآورده شدن حوائج کدام یک از نمازهایی که برای حاجت ذکر کرده اند خوب است؟

نماز روز پنجشنبه را فراموش نکنید، این برای برآورده شدن حوائج خیلی مهم است.

8- آیا به نظر حضرت عالی ظهور نزدیک است؟

ما تاکنون به جوان ها بشارت می داد یم که ظهور حضرت بقیه الله الأعظم (عج) را درک خواهند کرد ولی اینک به پیرها هم بشارت می دهیم که دوران ظهور را درک خواهندکرد.

9- زن و شوهری که اختلاف زیادی دارند، برای رفع اختلاف چه باید کرد؟

هر کدامشان که می خواهد رفع اختلاف کند یا فرد دیگر، به افراد متعدد به دفعات زیاد صدقه بدهند و برای ذات بین (آشتی دادن) زیاد دعا کنید.

10- بهترین ذکر چه ذکری است؟

بالاترین ذکر به نظر حقیر، ذکر عملی است، (یعنی ترک معصیت در اعتقاد و عمل) همه چیز محتاج به این است و این، محتاج به چیزی نیست و موّلد خیرات است.

11- 27 ساله هستم و استعداد خوبی دارم اما در تحصیل بی برنامه و سردرگم می باشم و همچنین کسل و تنبل هستم، چه کنم؟

در برنامه تحصیل راه متعارف را پیش گیرد؛ اشکالی داشتید سؤال کنید، برای پیشرفت در تحصیلات نافعه، ملتزم به تعقیبات مشترکه باشید، (دعای سبحان من لایعتدی علی اهل مملکه .... که در مفاتیح ذکر شده را بعد از هر فریضه بخوانید.)

12- برای درمان عصبانبت چه کار کنیم؟

با عقیده کامل زیاد صلوات فرستادن.

13- من آلوده به پستی های درونی و بیرونی هستم، ما را طبابت کنید و در پیمودن طریق ما را راهنمایی فرمائید؟

زیاد بگویید استغفرالله و خسته نشوید و خاطرجمع باشید این علاج است (دواء الذنوب و دواؤکم الاستغفار) (دردهای شما گناهان است و دوای آن استغفار است.)

14- من فردی هستم که مدتی است گرفتار بیماری وسوسه هستم و با درد و رنج فراوان زندگی می کنم راهنمایی فرمایید؟

نا فع برای رفع وسوسه، اکثار (تهلیل) است. (یعنی زیاد لا اله الا الله گفتن)



...

طبقه بندی: مذهبی 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه نهم آبان 1390 توسط جلال مجدم |
راحلان طريق عشق ميدانند که ماندن نيز در رفتن است!
اي دل...
تو چه ميکني؟
ميماني يا ميروي؟
آه از آن اختيار که تو را از حسين(ع) جدا کند.....

(شهيد آويني)


...

طبقه بندی: دل نوشته 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه نهم آبان 1390 توسط جلال مجدم |

                                 تسبيح و حمد و تقديس‏

بزرگان از اهل لغت، و حقيقت شناسان از اهل معرفت و مفسرّان با بصيرت كلمه تسبيح را در سه مورد به كار برده اند:

1- تسبيح از مادّه سباحه به معناى شناورى است چه اين كه اين شناورى درآب باشد يا در هوا، كسى كه در ميان دريا و در دل امواج در حال شناكردن است و نگاه به ساحل دارد و اميدوار به رسيدن به كنار ساحل است قطعاً خود را در برابر هجوم امواج و نيروى آب نمى بازد، و بى آن كه واهمهاى به خود راه دهد دست و پايش و همه بدنش با اميد به نجات به كار ميافتد.

وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ:

و اوست كه شب و روز و خورشيد و ماه را آفريد كه هريك پيوسته در مدارى شناورند.

2- تسبيح به معناى تلاش براى معاش است چنان كه به اعتقاد بعضى از مفسران از جمله طبرسى در مجمع البيان به اين معنا آمده است:

إِنَّ لَكَ فِى النَّهَارِ سَبْحاً طَوِيلًا:

بى ترديد تو را در روز جهت تأمين معيشت و رسيدگى به امور خود و ديگران تلاش و حركت طولانى است و فراغتى براى عبادات ويژه چون عبادات نيمه شب نيست.

3- تسبيح در اصطلاح قرآن و روايات و دعاها به معناى تنزيه يعنى پاك دانستن خدا از هر بدى و بدخواهى و تنزيه او از امورى است كه شايسته ذات حضرت او نيست.

كتاب نهاية كه از معتبرترين كتاب هاى لغت است ميگويد:

«التسبيح: التنزيه و التقديس و التبرئة من النقايص:»

تسبيح يعنى پاك و پاكيزه و دور دانستن موجود از همه نقصها و كمبودهاست.

...

طبقه بندی: مذهبی 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه نهم آبان 1390 توسط جلال مجدم |

                                                       راههای خودشناسی       

یكی از گامهای نخستین در راه اصلاح نفس و تهذیب اخلاق و پرورش ملكات والای انسانی ، خودشناسی است . انسان از طریق خودشناسی به كرامت نفس و عظمت خلقت بزرگ الهی و اهمیت روح آدمی كه پرتوی از انوار الهی است ، پی می‌برد و از همین راه خالق خویش را شناخته و مسیر عبودیتش را طی می‌نماید .  امام علی ع   فرمود :  كسی كه خود را بشناسد ، پروردگارش را می‌شناسد

تفسیر هایی كه برای این حدیث شریف شده است ، راه های خودشناسی می‌باشد

 

1 _ این حدیث شریف اشاره به برهان نظم است ؛ یعنی هر كس شگفتیهای ساختمان روح و جسم خود را بداند و به اسرار و نظامات پیچیده و حیرت انگیز این اعجوبه خلقت پی برد ، راهی به خدا به روی او گشوده می‌شود ، زیرا نظم عجیب و آفرینش شگفت‌انگیز نمی‌تواند از غیر مبدأ عالم و قادری سرچشمه گرفته باشد. بنابر این شناختن خویشتن سبب معرفه الله است

 

2 _ ممكن است حدیث اشاره به  برهان وجوب و امكان   داشته باشد ، چرا كه اگر انسان دقت در وجود خویش كند ، می‌بیند وجودی است از هر نظر وابسته و غیر مستقل . علم و قدرت و توانایی و هوشیاری و سلامت و بالاخره تمام هستی او وجودی است غیر مستقل و نیازمند كه بدون اتكا به یك وجود مستقل و بی نیاز ، یك لحظه امكان ادامه بقای او نیست . هر كس خود را به این ویژگی بشناسد ، خدا را خواهد شناخت ، چرا كه وجود وابسته بدون وجود مستقل غیر ممكن است

 

3 _ حدیث می‌تواند اشاره به برهان  علت و معلول   باشد. برای این كه انسان هرگاه در وجود خویش كمی دقت كند ، می‌فهمد كه روح و جسم او معلول علت دیگری است كه او را در آن زمان و مكان خاص به‌وجود آورده است . هنگامی كه به سراغ علت وجود خویش ( مثلا پدر و مادر ) می‌رود ، باز آن‌ها را معلول علت دیگر می‌بیند و همین طور ، تا بالاخره عقل حكم می‌كند كه همه این علت های نیازمند باید به علتی برسند كه واجب الوجود است و نیازمند علت دیگری نیست و او خدای سبحان است

.

4 _ حدیث می‌تواند اشاره به  برهان فطرت  باشد ، یعنی هر گاه انسان به زوایای قلب خود واعماق روح خود پی ببرد ، نور الهی و توحید كه در درون فطرت او است ، بر او آشكار می‌شود و از معرفه النفس به معرفه الله می‌رسد ، بی آن كه نیازی به دلیل و استدلال داشته باشد

.

5 _ حدیث می‌تواند ناظر به  مسئله صفات خدا  باشد ، به این معنا كه هر كس خویشتن را با صفات ویژة ممكنات و مخلوقات كه در او است بشناسد ، به صفات پروردگار پی خواهد بود و از محدودیت خویش پی به نامحدود بودن حق تعالی می‌برد ، چرا كه اگر او هم محدود باشد ، مخلوق است ، و از فنای خویش پی به بقای او می‌برد ، چه اگر او هم فانی می‌شد ، مخلوق بود ، نه خالق ، و از نیاز خویش پی به بی نیازی او و از ضعف خویش پی به قدت او می‌برد . این همان مطلبی است كه امیر المؤمنان علی   در نخستین خطبة نهج‌البلاغه به آن اشاره كرده است :   نهایت ایمان خالصانه به خداوند آن است كه وی را  از صفات ممكنات پیراسته بدانند  

نتیجه : راه های خودشناسی عبارت است از : تفكر و مطالعه در خلقت و صفات و كارهای جسم و جان و روح و روان خویشتن مانند تدبر در نظم حاكم بر بدن ، نیازمند بودن خود، مخلوق و معلول بودن خویش و كمال خواهی خود كه تفكر در هر یك از این موارد راهی است برای خداشناسی . افزون بر این وقتی خود را شناخت ، می‌فهمد كه سعادت و شقاوتش در چیست و با انتخاب راه سعادت ، خوش بختی خود را فراهم می‌كند   .



...

طبقه بندی: مذهبی 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه پنجم آبان 1390 توسط جلال مجدم |

هرکس که باتو بود به الله رسیده است .از جرعه آب به دریا رسیده است

دست من و تو نیست اگر عاشقش شدیم.خیلی حسین زحمت مارا کشیده است



...

طبقه بندی: دل نوشته 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه سوم آبان 1390 توسط جلال مجدم |
   هر چه بلا که بر سر عالم می آورد                  منت گذاشته سر ما هم می آورد
   ابر بلا اگر که ببارد زیاد و تند                           ایوب با وقار دلم کم می آورد

   آیینه ی همند تمامی عاشقان                       ارثی که نوح می برد آدم می آورد
   دارد افق وصال مرا جار می زند
                       دارد مناره ای سر حالم می آورد
   روح القدس به معبد معصوم چشم من       
    
آن را که داده است به مریم می آورد
   قدیسه های آه من از حال رفته اند                  از بس که کشته های دمادم می آورد
   تنها نه فرش می کند او بال خویش را              تابوت گریه های مرا هم می آورد
   این آتشی که در شریان های ناحیه است        مثل همیشه اشک مرا دم می آورد
   از معجزات نام زلالش یکی همین:                  از زیر پای زمزمه زمزم می آورد
   حا ، سین ، یاء و نون ، ندارد اثر چنان              ترکیب این حروف جدا غم می آورد



...

طبقه بندی: مذهبی 
درباره وبلاگ

هرچه دل تنگت میخواهدبگو
mojadam_j@yahoo.com
آخرین مطالب
آرشیو
موضوعات
پیوند ها
لوگو دوستان
امکانات جانبی